سناریو بی تی اس
سناریو بی تی اس
(وقتی ات بعد از 9 ماه بارداری و نتونستم 🔞 ، یک لباس sexy میپوشم و میاد پیش اعضا)
نامجون : اوه...پس امشب میتونم مامانت کوچولوم رو همونطور که میخوام داشته باشم
جین: 9 ماه نتونستم به این بدن دست بزنم و امشب...تا صبح باید اسم من رو ناله بکنی ، مامان کوچولوی شیطون من
شوگا: *خمار نگات میکنه و بلند میشه و شروع به بوسیدنت میکنه*
جیمین: *بچه رو داخل گهواره میزاره و میاد سمتت...*
جیهوپ: *شروع میکنه بوسیدن تو که یهویی بچتون شروع به گریه میکنه و جیهوپ عصبی میشه و بچه رو میخوابونه و دوباره میاد سمتت* یکم وقفه بین کارمون افتاد ولی حالا برو تو اتاق تا منم بیام
تهیونگ: *تهیونگ شوکه و خمار بهت نگاه مبکنه* تقریبا یادم رفته بود چقدر این لباسا بهت میاد ، my sexy girl
جونگکوک: *جونگکوک پاهاشو کمی باز میکنه و وقتی روشون نشستی شروع به نوازش باس*نت میکنه و هات در گوشت زمزمه میکنه* امشب شب دردناکی خواهی داشت ، میدونی که وقتی اینجوری اینجا نشستی ددی نمیتونه خودش رو کنترل بکنه
#سناریو #بی تی اس #سناریو_بی تی اس
(وقتی ات بعد از 9 ماه بارداری و نتونستم 🔞 ، یک لباس sexy میپوشم و میاد پیش اعضا)
نامجون : اوه...پس امشب میتونم مامانت کوچولوم رو همونطور که میخوام داشته باشم
جین: 9 ماه نتونستم به این بدن دست بزنم و امشب...تا صبح باید اسم من رو ناله بکنی ، مامان کوچولوی شیطون من
شوگا: *خمار نگات میکنه و بلند میشه و شروع به بوسیدنت میکنه*
جیمین: *بچه رو داخل گهواره میزاره و میاد سمتت...*
جیهوپ: *شروع میکنه بوسیدن تو که یهویی بچتون شروع به گریه میکنه و جیهوپ عصبی میشه و بچه رو میخوابونه و دوباره میاد سمتت* یکم وقفه بین کارمون افتاد ولی حالا برو تو اتاق تا منم بیام
تهیونگ: *تهیونگ شوکه و خمار بهت نگاه مبکنه* تقریبا یادم رفته بود چقدر این لباسا بهت میاد ، my sexy girl
جونگکوک: *جونگکوک پاهاشو کمی باز میکنه و وقتی روشون نشستی شروع به نوازش باس*نت میکنه و هات در گوشت زمزمه میکنه* امشب شب دردناکی خواهی داشت ، میدونی که وقتی اینجوری اینجا نشستی ددی نمیتونه خودش رو کنترل بکنه
#سناریو #بی تی اس #سناریو_بی تی اس
- ۲۸.۷k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط