سناریو بی تی اس
سناریو بی تی اس
(وقتی بعد کنسرت از شدت خستگی و بی حالی خودتو مثل یه بچه تو بغلشون جا میدی و میخوابی ( عضو هشتم و اونا روت کراش دارن))
نامجون: حیح...میبینم که اینجا یه خرگوش کوچولو داریم که خستست
جین: یاااا...پوف...*با اینکه >خیلی خستست ولی بغلت میکنه* بخواب، من مراقبتم، دختر
شوگا: *شوگا چیزی نمیگه و بغلت میکنه و به اعضا یه چشم غره میره چه چیزی نگن ولی جوگکوک حرف میزنه ،بچه ها نگا کنیددددد دوتا گربه داخل بغل همدیگه دارن میخوابن*
جیهوپ:*جیهوپ انقدر ذوق کرد که بلندت کردم و مستقیم رفت سمت ماشین* بچه ها ، بریم خونه...ات خیلی خستست
جیمین: *جیمبن محکم بغلت کرد و شروع به نوازش کردن تو کرد*
تهیونگ: کیوت گرل...خسته ای؟ میخوای برات آب یا غذا بگیرم؟
_نهههه...بغلم کن ، خوابم میاد...
باشه باشه...بخواب، بغلت میکنم تابخوابی
جونگکوک: اوه...یه خرگوش اومده روی یه خرگوش دیگه خوابیده ، چقدر کیوتییییییی...*جونگکوک تورو بغل کرد و رفت داخل یک اتاق خالی و بغلت کرد و تورو خوابوند*
#سناریو #بی تی اس #سناریو_بی تی اس
(وقتی بعد کنسرت از شدت خستگی و بی حالی خودتو مثل یه بچه تو بغلشون جا میدی و میخوابی ( عضو هشتم و اونا روت کراش دارن))
نامجون: حیح...میبینم که اینجا یه خرگوش کوچولو داریم که خستست
جین: یاااا...پوف...*با اینکه >خیلی خستست ولی بغلت میکنه* بخواب، من مراقبتم، دختر
شوگا: *شوگا چیزی نمیگه و بغلت میکنه و به اعضا یه چشم غره میره چه چیزی نگن ولی جوگکوک حرف میزنه ،بچه ها نگا کنیددددد دوتا گربه داخل بغل همدیگه دارن میخوابن*
جیهوپ:*جیهوپ انقدر ذوق کرد که بلندت کردم و مستقیم رفت سمت ماشین* بچه ها ، بریم خونه...ات خیلی خستست
جیمین: *جیمبن محکم بغلت کرد و شروع به نوازش کردن تو کرد*
تهیونگ: کیوت گرل...خسته ای؟ میخوای برات آب یا غذا بگیرم؟
_نهههه...بغلم کن ، خوابم میاد...
باشه باشه...بخواب، بغلت میکنم تابخوابی
جونگکوک: اوه...یه خرگوش اومده روی یه خرگوش دیگه خوابیده ، چقدر کیوتییییییی...*جونگکوک تورو بغل کرد و رفت داخل یک اتاق خالی و بغلت کرد و تورو خوابوند*
#سناریو #بی تی اس #سناریو_بی تی اس
- ۲۷.۰k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط