{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سینه ام میتپد از وحشت دیر آمدنت...

سینه ام میتپد از وحشت دیر آمدنت...
من مجال دگرم نیست بگو صبر کنم یابروم...

چشم در راه تو خشکید و نمی آیی تو...
شده این باور تندیس بگو صبر کنم یا بروم...

غرقه در حسرت دیدار بمانم یا نه...
دیگر این شرم روا نیست بگو صبر کنم یا بروم...

گور وحشت دگر این بار مرا خوانده بکام...
چاره ام نیست نیایی بگوصبر کنم یا بروم...

دیگر از جان شده ام سیر ببین من رفتم...
دم آخر چه کنم صبر کنم یا بروم...
دیدگاه ها (۳)

ماه حس مرا به تو فهمید ، و همین شد که دلبری میکرددر خیالات خ...

با دلم بازی نکن من بی تو رسوا می شومآ شنای غربت اینجا و آ نج...

اصلا چرا دروغ،همین پیش پای توگفتم که یک غزل بنویسم برای تواح...

عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن شده ام عاشق تو، عشق مرا جار ن...

تودرون قلب من فرمان روایی دگر مثلت نیست غیر آغوش تو هرجا برو...

پریسا با اصرار مرا به اپارتمانشان دعوت کرد نپذیرفتم گفت اگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط