★ 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌞𝓈𝑒 🎀 ★
★ 🎀 𝓂𝓎 𝒷𝓁𝒶𝒸𝓀 𝓇🌞𝓈𝑒 🎀 ★
ویو تھیونگ
کیان رفت تا مراقب ماشین باشہ منم برگشتم عمارت تا بہ میتسو بگم حاضر بشہ بہ بھانہ گردش ببرمش ساحل و از دلش در بیارم از ماشین پیادہ شدم رفتم داخل کہ بہ سمت اتاق میتسو حرکت کردم رسیدم در زدم ولی جواب نداد بیخیال وارد اتاق شدم با چیزی کہ دیدم کل بدنم داغ کرد
ویو میتسو
رفتم ت اتاق بہ سمت حموم بعد کلی در اومدم داشتم لباسام رو از تو کرد بر می داشتم حولہ تنم نبود یھو در اتاق باز شد تھیونگ بود یھو شدم ھیچی تنم نیست جیغ کشیدم کہ تھیونگ اومد سمتم حولہ رو برداشت و بدنم رو پوشوند از خجالت سرخ شدہ بودم شبیہ لبووو
تھیونگ:ببخشید خوب در زدم جواب ندادی
ات:وای خدای من خوب نمیومدی
تھیونگ:(پوزخند) ولی خودمونیم بیبیم چہ بدنی دارہ
ات:یاااا عوضی بی ادب
تھیونگ:خوب تو مال منی می تونم بدنتو ببینم
ات:کی گفتہ من مال شمام جناب کیم?
تھیونگ آروم آروم بہ سمت دخترکش رفت با ھر قدم پسرک دخترک بہ عقب میرفت تا اینکہ افتاد رو تخت
تھیونگ:چرا ازم فرار میکنی
ات:
ادامہہہہہہ دارددد
ویو تھیونگ
کیان رفت تا مراقب ماشین باشہ منم برگشتم عمارت تا بہ میتسو بگم حاضر بشہ بہ بھانہ گردش ببرمش ساحل و از دلش در بیارم از ماشین پیادہ شدم رفتم داخل کہ بہ سمت اتاق میتسو حرکت کردم رسیدم در زدم ولی جواب نداد بیخیال وارد اتاق شدم با چیزی کہ دیدم کل بدنم داغ کرد
ویو میتسو
رفتم ت اتاق بہ سمت حموم بعد کلی در اومدم داشتم لباسام رو از تو کرد بر می داشتم حولہ تنم نبود یھو در اتاق باز شد تھیونگ بود یھو شدم ھیچی تنم نیست جیغ کشیدم کہ تھیونگ اومد سمتم حولہ رو برداشت و بدنم رو پوشوند از خجالت سرخ شدہ بودم شبیہ لبووو
تھیونگ:ببخشید خوب در زدم جواب ندادی
ات:وای خدای من خوب نمیومدی
تھیونگ:(پوزخند) ولی خودمونیم بیبیم چہ بدنی دارہ
ات:یاااا عوضی بی ادب
تھیونگ:خوب تو مال منی می تونم بدنتو ببینم
ات:کی گفتہ من مال شمام جناب کیم?
تھیونگ آروم آروم بہ سمت دخترکش رفت با ھر قدم پسرک دخترک بہ عقب میرفت تا اینکہ افتاد رو تخت
تھیونگ:چرا ازم فرار میکنی
ات:
ادامہہہہہہ دارددد
- ۸۱
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط