{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به من می گفت

‏به من می گفت :
"چشم های تو مرا به این روز انداخت ...
این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشاند
تاب و تحمل نگاه‌های تو را نداشتم
نمی‌دیدی که چشم بر زمین میدوختم!؟"
به او گفتم :
"در چشم های من دقیق‌تر نگاه کن
جز تو
هیچ چیزی در آن نیست..."
دیدگاه ها (۱)

اگر می شد توان فراموش کردن را از انسان گرفت ،او ديگر هيچ ستم...

دستانت زیبـاترین هدیـه خداست که نصیب من شده ...❤️

‏چيه اين كلمه ى '' بمون '' ؟؟ ‏كه وقتى ميشنويش انگارى دنيار ...

"سكوت" در دنياى ما زخم خورده هاكه دستمان به هيچ جايى بند نيس...

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتمنمی دونی تو این روزا...

‌...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط