{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آب را گل نکنید... شاید از دور علمدار حسین، مشک طفلان بر د

آب را گل نکنید... شاید از دور علمدار حسین، مشک طفلان بر دوش، زخم و خون بر اندام، میرسد تا که از این آب روان ، پر کند مشک تهی، ببرد جرعه ی آبی برساند به حرم، تا علی اصغر بی شیر رباب، نفسش تازه شود، و بخوابد آرام...
آب را گل نکنید، که عزیزان حسین، همگی خیره به راهند که ساقی آید، و به انگشت کرم، گره کور عطش بگشاید،
آب را گل نکنید... که در این نزدیکی، عابدی تشنه لب و بیمار است در تب و گریه اسیر،
آب را گل نکنید ... که بود مهریه ی مادرشان...
نه همین آب که هر جای دگر رود و نهری جاریست، مهر زهرای بتول است ، از این است که من می گویم: آب را گل نکنید ، آب را گل نکنید...!!
دیدگاه ها (۵)

فکر بودنت دیوانه ام میکند، دیوااانه....آخ اگر باشی....ب جان ...

هَميشـہ . . .خـاطـره اے هست کـہ . . .نَفـس آدمــ را بَـراے ل...

باز باران با ترانه می خورد بر بام خانهیادم آرد کربلا را دشت ...

اين حقيقت از كسى مستور نيستجانشين نور، غير از نور نيستدر غدي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط