Part
Part²³
«آخر شب»
عمر: عاعا خوابید مص باباشه
کاش منم همینطور زود خوابم میبرد
آسیه: آره امروز خیلی خسته شد بچم چون بعد اینکه تو رفتی کلی بازی کردیم
خیلی خسته شدم
عمر:😂😂
آسیه: آها راستی عمر فردا ما خونه نیستیم تو اگه خواستی قراری چیزی بزاری بزار
عمر: چرا مگه کجایین
یاسمین همون کسی که گفتم تو پارک باهاش آشنا شدیم
پسرشم آنیسا رو خیلی دوست داره
عمر: خب معلومه همه آنیسا منو دوست دارن
صبر کن ببینم تو گفتی پسر😑کدوم پسر؟؟ ک...کیه؟؟چند سالشه؟؟ اصن کجا زندگی میکنن؟؟
آسیه: اوففففففف عمر از دست تو شما مردا چرا اینجورین حتی به بچههام گیر میدین
دوروکم صب به آرات گیر داده بود
الان از وقتی که من حرف میزدم تو به همین دقت کردی
عمر: خب عزیزم وقتی یکیو دوست داری دلت نمیخواد کسی غیر از خودت بهش نزدیک شه حتی فامیل نزدیک باشه
آسیه: اوففففففف من دیگه نمیدونم چی بگم به شماها
خب داشتم چی میگفتم آها خلاصه فردا اون بچه به مناسبت تموم شدن مهد کودکش یه جشنی مادر پدرها برگزار کردن گفتن هرکیو دوست دارین میتونین بگین بیان اما فقط سه نفر همه با شوهراشونم گفت میان
عمر: اما شما دو نفرین اون سومی کیه؟؟
آسیه: نمیدونم کیه حتماً یکیرو پیدا میکنه
خیلخب من برم بخوابم خیلی خستم
شب بخیر😙
عمر: شب بخیر پستم (آسیه میره)
من میدونم اون یه نفر کیه😈....
«آخر شب»
عمر: عاعا خوابید مص باباشه
کاش منم همینطور زود خوابم میبرد
آسیه: آره امروز خیلی خسته شد بچم چون بعد اینکه تو رفتی کلی بازی کردیم
خیلی خسته شدم
عمر:😂😂
آسیه: آها راستی عمر فردا ما خونه نیستیم تو اگه خواستی قراری چیزی بزاری بزار
عمر: چرا مگه کجایین
یاسمین همون کسی که گفتم تو پارک باهاش آشنا شدیم
پسرشم آنیسا رو خیلی دوست داره
عمر: خب معلومه همه آنیسا منو دوست دارن
صبر کن ببینم تو گفتی پسر😑کدوم پسر؟؟ ک...کیه؟؟چند سالشه؟؟ اصن کجا زندگی میکنن؟؟
آسیه: اوففففففف عمر از دست تو شما مردا چرا اینجورین حتی به بچههام گیر میدین
دوروکم صب به آرات گیر داده بود
الان از وقتی که من حرف میزدم تو به همین دقت کردی
عمر: خب عزیزم وقتی یکیو دوست داری دلت نمیخواد کسی غیر از خودت بهش نزدیک شه حتی فامیل نزدیک باشه
آسیه: اوففففففف من دیگه نمیدونم چی بگم به شماها
خب داشتم چی میگفتم آها خلاصه فردا اون بچه به مناسبت تموم شدن مهد کودکش یه جشنی مادر پدرها برگزار کردن گفتن هرکیو دوست دارین میتونین بگین بیان اما فقط سه نفر همه با شوهراشونم گفت میان
عمر: اما شما دو نفرین اون سومی کیه؟؟
آسیه: نمیدونم کیه حتماً یکیرو پیدا میکنه
خیلخب من برم بخوابم خیلی خستم
شب بخیر😙
عمر: شب بخیر پستم (آسیه میره)
من میدونم اون یه نفر کیه😈....
- ۲.۳k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط