با سلام،از تو چه پنهان زده امشب به سرم
با سلام،از تو چه پنهان زده امشب به سرم
بنویسم دو سه خط نامه... ولی در نظرم
گفتم امشب بنویسم کمی از حال دلم
که به عشق تو گرفتارم و هم مفتخرم
آنچنان از تب عشقت شرر انداختهای
بر دلم آتشی افروختهای، شعلهورم
ناز لبخند تو ترکیب گَزِش از لب و اخم
من مردّد شدهام تا... بخرم یا نخرم
شک ندارم که تو هم سخت گرفتار منی
خوب میدانم و از حال دلت با خبرم
دوستت دارم و حتّی به زبانِ پدری...
سِویرَم چوخ سَنی، صدبار مکرّر دِیَرم
وصف حالِ دل و از نام تو، انگیزه شده
بین هر شعر و غزل خوب و به جایش ببرم
باز در خلوت خود با قلم و دفتر شعر
هر شب از کوچهی معشوق خودم در گذرم
بنویسم دو سه خط نامه... ولی در نظرم
گفتم امشب بنویسم کمی از حال دلم
که به عشق تو گرفتارم و هم مفتخرم
آنچنان از تب عشقت شرر انداختهای
بر دلم آتشی افروختهای، شعلهورم
ناز لبخند تو ترکیب گَزِش از لب و اخم
من مردّد شدهام تا... بخرم یا نخرم
شک ندارم که تو هم سخت گرفتار منی
خوب میدانم و از حال دلت با خبرم
دوستت دارم و حتّی به زبانِ پدری...
سِویرَم چوخ سَنی، صدبار مکرّر دِیَرم
وصف حالِ دل و از نام تو، انگیزه شده
بین هر شعر و غزل خوب و به جایش ببرم
باز در خلوت خود با قلم و دفتر شعر
هر شب از کوچهی معشوق خودم در گذرم
- ۷۷۸
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط