پاییزبود، هوا تاریک، مادر چادرش سرش بود و نماز میخوند.
پاییزبود، هوا تاریک، مادر چادرش سرش بود و نماز میخوند.
قابلمه ی شلغم روی چراغ علاءالدین میجوشید،عطرش توی خونه پیچیده بود.
کلی از مشقها مونده بود، برنامهکودک تموم شده بود🥲
قابلمه ی شلغم روی چراغ علاءالدین میجوشید،عطرش توی خونه پیچیده بود.
کلی از مشقها مونده بود، برنامهکودک تموم شده بود🥲
- ۸۶
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط