{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم

الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم
گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم

بنشین که با من هر نظر،با چشم دل ،با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم

بنشینم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم
دیدگاه ها (۱)

تورا چون نسیم صبا دوست دارم تورا چون حدیث وفا دوست دارمچو حل...

با نگاهت غزلی پایه گذاری کردمبا لبت بر غزل آرایه گذاری کردم...

منتظر هستم بیایی تا که بیدارم کنیبا طلوعت عشق من پیوسته تب ...

سینه ام را غرق غم کردی و میگویی بروبـر دلـم درمـان هر دردی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط