سلام به همتون امروز با تعوری ملکی و مادرش مادر ملکی تحت تعقیب قرار گرفته داستان از اونجایی شروع شد که پدر ماکی عاشق زنی بوده یه روز تو مدرسه اتاق مدیر قرار میزارن بعد مدیر مدرسه که میفهمه زنگ میزنم به مادر ماکی مادر ماکی هم میره به مدرسه وقتی پدر ماکی با اون زن رو می بینه یه جسم تیز رو میگیره تا پدر ماکی رو بکشه که دو نفر به پلیس زنگ زدن بعد مادر ماکی فرار کرد با کمک مدیر مدرسه بعد اون اتفاق مدیر مدرسه به اون دونفر پول میده که از این ما جرا حرفی گفته نشه ماکی که به مدرسه اومد همه مسخرش می کردن بعد رفت ومو هاش رو بنفش کرد چیه عینک زد پایان
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.