{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و اگر چیزی نباشد بر لب آب روان رو

و اگر چیزی نباشد بر لب آب روان رو
به چشم آن چنان نوری که می‌خواهد
می‌نماید روی در خلوتسرای او
به روی سبزه‌های خشک رنگ
به روی سبزه‌های‌تر ،
که‌گر بیرون آید آب
می‌نشیند بر لب دریای بی تاب
به روی سبزه‌های‌تر ، که هر دم با صفا باشد
می‌آید ( صبح خندان را )
به روی سبزه‌های‌تر ،
وز آن باران که می‌بارد ، که می‌بارد
دیدگاه ها (۰)

در خلوت شبانه ماه و گل و دریا آرامش موج می زند

در خرابات دلم عشق زند موج چو آب که در آن میکده در کار بود مس...

پرواز تا بی نهایت افقایده من بود و هست

جان بر تن عشق می فشاند تن در ره عشق می‌دواند

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

نگاهم را به موکت می‌اندازم ، هنوز اثر چای دارچین بر روی آن ا...

روی چمن های سبز ، تا دور دست گوسفند ها هستند .آسمان بالای سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط