{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

unhappily life p1

unhappily life p1
تو خیلی زندگی سختی داشتی و تنها دلیل زندگیت برادرت بود و از وقتی برادرت برای دانشگاه به کانادا رفت افسرده شدی زندگی برات سخت تر شده بود

داستان:تو وقتی بچه بودی پدرت دست بزن داشت و تو و مادرت و کتک میزد و تنها کسی که جرعت دفاع کردن ازتون رو داشت برادر بزرگترت جونگ سو بود و تو واقعا دوسش داشتی و بعد از اینکه مادر و پدرت با کلی درگیری و ماجرا از هم جدا شدن تو چون به سن قانونی نرسیده بودی که انتخاب کنی پیش پدرت باشی یا مادرت یک هفته درمیون پیش جفتشون بودی مادرت بهت اهمیت نمی داد چون حال خودش هم خوب نبود و تو رو مثل هیچ میدید پدرت هم همش بهت گیر میداد و کتکت میزد و وقتی هم به سن قانونی رسیدی تو و جونگ سو رفتین پیش مادرتون و باهم دیگه برای زندگی رفتین آمریکا..........
دیدگاه ها (۱)

هیشکی نمی تونه

خخخخخخ😆😆😆

https://wisgoon.com/miniversپیج فیک و سناریو رو زدم فالو کنی...

با قدرت استی آشنا بشید😎

My boyfriendP:¹---امشب خونه‌ی مامان و بابات مهمونی بود. از ...

part61 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》 احساس میکنم ات رو توی این عما...

پارت اول* توی این سناریو دازای آدم زیاد خوبی نیست و تازه ۱۶_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط