سناریو
سناریو
موضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تح٫ریک میشن)
P:4
سونگمین: این بچه امروز تصمیم گرفته بود قشنگ بهت کرم بریزه هاا🙄
و خب اینکارو کرد خوشبختانه😊
یعنی یه بلاهایی سرت میآورد که صدا دادت بلند میشد..(چی کار کرده مگه؟😂)
یه چند ساعتی به همون روان گذشت تا این که دیگه نتونستی تحمل کنی و آخر خشمت فوران کرد.
با این حساب حالا سونگمین بود که رو مبل نشسته بود و به غرغرهای تو گوش میکرد..
البته میدونید چیه؟ تو تمام مدتی که تو داشتی غر میزدی سونگمین با یه بسته پفک جلوت نشسته بود و به تلویزیون خیره شده بود و خوراکیشو میخورد و اصن به حرفای تو اهمیتی نمیداد(سونگمینا بخدا زنته جی وای پی نیست کههه)
تو که دیدی اینکارا دیگه جواب نمیده آخر رفتی تو اتاق و لباسات رو عوض کردی و برگشتی بیرون و میخواستی از خونه بیرون بری که سونگمین با دیدن لباست سریع اومد سراغت و در خونه رو قفل کرد و تورو بین دیوار و خودش نگه داشت و شروع کرد به بوسیدنت..😔🤌
جونگین: باهم رفته بودید استخر البته با این تفاوت که تو یه گوشه نشسته بودی و داشتی به شنا کردن جونگین نگاه میکردی چون تازه از حموم اومده بودی بیرون و برای حالت دادن به موهات کلی زحمت کشیده بودی پس نمیخواستی به همین زودی ها حالتش خراب بشه!
یکم که گذشت جونگین اومد سمتت و بین پاهات قرار گرفت و شروع کرد به بوسیدن جای جای صورتت..
همون موقع ها از کمرت گرفت و تورو بغل کرد طوری که بدنت تا نصفه تو اب باشه..
همونطور تو بغلش بودی و داشتی به چهره نازش نگاه میکردی که یهو صدای قدم های شخصی رو شنیدی و همین باعث شد بهش بدی و اون تعادلش رو از دست بده و دستش رو از دور کمرت باز کنه..
تو افتادی تو آب و موهات و لباسات کاملا خیس شد..
وقتی اومدی بالا با چشمای عصبی به جونگین نگاه کردی و کلی غر زدی..
جونگین فقط داشت نگات میکرد و چیزی نمیگفت اما وقتی نگاهش افتاد به لباست که حالا چسبیده بود به بدنت از بچه نون تبدیل شد به ددی نون و بردت تو رختکن و...🙂👍
موضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تح٫ریک میشن)
P:4
سونگمین: این بچه امروز تصمیم گرفته بود قشنگ بهت کرم بریزه هاا🙄
و خب اینکارو کرد خوشبختانه😊
یعنی یه بلاهایی سرت میآورد که صدا دادت بلند میشد..(چی کار کرده مگه؟😂)
یه چند ساعتی به همون روان گذشت تا این که دیگه نتونستی تحمل کنی و آخر خشمت فوران کرد.
با این حساب حالا سونگمین بود که رو مبل نشسته بود و به غرغرهای تو گوش میکرد..
البته میدونید چیه؟ تو تمام مدتی که تو داشتی غر میزدی سونگمین با یه بسته پفک جلوت نشسته بود و به تلویزیون خیره شده بود و خوراکیشو میخورد و اصن به حرفای تو اهمیتی نمیداد(سونگمینا بخدا زنته جی وای پی نیست کههه)
تو که دیدی اینکارا دیگه جواب نمیده آخر رفتی تو اتاق و لباسات رو عوض کردی و برگشتی بیرون و میخواستی از خونه بیرون بری که سونگمین با دیدن لباست سریع اومد سراغت و در خونه رو قفل کرد و تورو بین دیوار و خودش نگه داشت و شروع کرد به بوسیدنت..😔🤌
جونگین: باهم رفته بودید استخر البته با این تفاوت که تو یه گوشه نشسته بودی و داشتی به شنا کردن جونگین نگاه میکردی چون تازه از حموم اومده بودی بیرون و برای حالت دادن به موهات کلی زحمت کشیده بودی پس نمیخواستی به همین زودی ها حالتش خراب بشه!
یکم که گذشت جونگین اومد سمتت و بین پاهات قرار گرفت و شروع کرد به بوسیدن جای جای صورتت..
همون موقع ها از کمرت گرفت و تورو بغل کرد طوری که بدنت تا نصفه تو اب باشه..
همونطور تو بغلش بودی و داشتی به چهره نازش نگاه میکردی که یهو صدای قدم های شخصی رو شنیدی و همین باعث شد بهش بدی و اون تعادلش رو از دست بده و دستش رو از دور کمرت باز کنه..
تو افتادی تو آب و موهات و لباسات کاملا خیس شد..
وقتی اومدی بالا با چشمای عصبی به جونگین نگاه کردی و کلی غر زدی..
جونگین فقط داشت نگات میکرد و چیزی نمیگفت اما وقتی نگاهش افتاد به لباست که حالا چسبیده بود به بدنت از بچه نون تبدیل شد به ددی نون و بردت تو رختکن و...🙂👍
- ۲۲۰
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط