{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو
موضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تح٫ریک میشن )
P:2
چانگبین: بخاطر مشکلی که تو کارت پیش اومده بود و بخاطر سرزنش هایی از رئیست شنیده بودی خیلی عصبانی بودی..
اون روز به محض اینکه برگشتی خونه خودتو پرت کردی رو مبل و با چشمایی که عصبانیت ازشون می‌بارید به یه نقطه زل زدی..
کمی بعد احساس کردی کسی شونت رو تکون میده برای همین به خودت اومدی، اما بخاطر همین موضوع دوباره یکم عصبی شدی و با عصبانیت سرت رو برگردوندی طرف صاحب دست ها و با عصبانیت گفتی:«چی میخای؟» چانگبین که از این لحن متعجب شده بود فقط گفت که چندبار صدات زده اما متوجه نشدی برای همین مجبور شده که شونت رو لمس کنه..!
تو چیزی نگفتی اما از جات بلند شدی و به طرف اتاق خواب رفتی تا لباسات رو عوض کنی..
زمانی که برگشتی بیرون دیدی چانگبین پشت گاز وایساده و داره غذا درست می‌کنه، زمانی که صدای قدم هاتو رو سنگ سفید و سرد زمین شنید سرش رو برگردوند و تورو با اون خودی سفید بلند و گشاد که تا روی رون هات میومد دید و همین باعث شد نفس برای لحظه‌ای بند بیاد..
بلافاصله زیر گاز رو خاموش کرد و به طرفت اومد..
چانگبین: می‌دونم الان عصبی هستی ولی دیگه نمیتونم صبر کنم، تو با این لباس خیلی خوردنی تر شدی..!
به سمت هجوم آورد و تورو به طرف اتاق برد و...🙂


هیونجین: امروز که داشتی تو تیک تاک میگشتی یه پست از کمپانی پسرا دیدی که هیونجین توش با یکی از ایدل های دختر که نمیشناختیش داشت دنس می‌رفت..
با دیدن اون ویدیو عصبی شدی و ضربان قلبت بالا رفت..
بعد از اون لحظه فقط منتظر بودی تا هیونجین بیاد خونه و بتونی حرصت رو سرش خالی کنی..
بلاخره بعد از یک ساعت انتظار صدای باز شدن در رو شنیدی و بعد از اون چهره آروم هیونجین رو تو چهارچوب در دیدی..
به سمتش رفتی و دست به کمر جلوش ایستادی..
اون اختلاف قدی باعث میشد سرت رو بالا بگیری تا بتونی چهره‌ش رو ببینی..
با یه اخم بامزه بهش خیره شده بودی، دهن باز کردی تا چیزی بگی که فرود اومدن چیز گرمی رو لبات همون حرف نگفته تو گلوت خفه شد..
تو اون لحظه هیونجین دستش رو دور کمرت حلقه کرده بود و تورو به سمت دیوار می‌کشوندت تا راحت تر بتونه کارش رو انجام بده..
بعد از گذشت چیزی حدود ده دقیقه براید بغلت کرد و بردت تو اتاق و...
دیدگاه ها (۴)

سناریوموضوع:( وقتی عصبانی هستیم و اونا تحر٫یک میشن )P:1بنگچا...

از چانهو زیاد پیدا نکردم😑ولی خب بجاش ادیت های دیگه هم براتون...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط