{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم الله. . .

بسم الله. . .

از بچگی همیشه عاشق این بودم که بعضی چیز ها را روی بعضی صفحه ها بنویسم!!!

مثلا. . .

خودکار آبی را بردارم و روی گلبرگ رز قرمز بنویسم:
سرکار خانم گل سرخ !!!

یا اینکه با ناخن گیر ، لبه ی میز کامپیوترم یک شکلک لبخند بکنم. . .(^_^)

از کار های تکراری اما ، بیزار بودم !!!

اینکه مثلا . . .

با انگشت روی صندوق عقب ماشین ها بنویسم :
لطفا مرا بشوئید !!!

اواسط بهار سالی که داشتم کلاس اول ابتدایی را تمام میکردم ، خودم اسمم را روی جلد دفترم نوشتم که این. . .

یک اتفاق قشنگ بود که بزرگی اش را فقط خدا می فهمید!

بزرگتر که شدم. . .

گاهی میرفتم یکی از خرت و پرت های رنگی جلوی میز آرایش را بر میداشتم و روی آیینه مینوشتم :

این نیز بگذرد !!!

اینطور وقت ها ، همه میفهمیدند که حالم خوب نیست و یک روز های بدی هست که منتظر تا بگذرد و می گذشت. . .

بدون اینکه لازم باشد تلاش کنم !!!

کم کم نوشته شدن اسم و فامیلم روی بعضی کاغذها خیلی مهم شد.

روی سر برگ کاغذ امتحان های مدرسه یا فرم دریافت کارت اهداء عضو......... .

اما هنوز نمیدانم. . .!

مهمترین کلمه ی زندگی ام را چه کسی و روی کدام برگ خواهد نوشت؟!

...................................... .
***دلارام***

1392/12/14
دیدگاه ها (۲)

بسم الله. . .خانه باید برای هر سن و سالی که هستی امکانات داش...

بسم الله. . . سلام ( ^_^ ) نه مثل هر کس !!! مثل کسی که بر...

بسم الله. . .دیگر نفس های آخر زمستان است !باید فکری به حال ا...

بسم الله. . . می خواهی بگویم ؟؟! من دلم برایت تنگ می شود !...

فاصله یک لبخند تا جنون

سفیر کبیر Grand Ambassador

پارت ۵ | نزدیک‌تر از چیزی که فکر می‌کردمبعد از اون روز، دیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط