#p۲۶:
#p۲۶:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
همگی به داخل عمارت رفتن، و هر کدوم به سمت مبل ها ولو شدن
م. ا/ت: خب خب چخبره اینجا، سلام دخترم، سلام داماد عزیزم
♡: سلامم مامانییی
_: سلام خانم کیم
م. ا/ت: عزیزای دلم، دلم واسه دوتاتون تنگ شده بود با اینکه دیروز دیدمتون، خب برم به خانواده جئون هم زنگ بزنم به اینجمع بپیوندن، اها راستی قضیه ا/ت هم بهشون گفتم
_: ممنون، دستتون درد نکنه یه باری رو از دوش من برداشتید
نیلو: جونگ کوک خیلی زن زلیل شدی
_: منظورت چیه؟
نیلو: به دستت نگا، شک ندارم واسه ا/ت لوازم آرایشی خرید میکردید رو تو اونارو امتحان کرده
_: زنمه دوست داشته این کارو کرده
نیلو و تهیونگ: اوووومایییی گادددد
پ. ا/ت: انقدر دومادم رو اذیت نکنید
نیلو: بابا دامادت زیادی جنتلمن بازی درمیاره
پ. ا/ت: بله درسته
♡: مامان میخوام برم اتاقم
م. ا/ت: جونگ کوک ا/ت رو به اتاقش ببر
_: چشم، بیا ببرمت
کوک ا/ت رو به اتاقش راهنمایی کرد و تا ا/ت وارد اتاق شد کوک هم به داخل اتاق رفت
♡: تو کجا
_: میخوام استراحت کنم
♡: خب برو تو اتاق مهمان استراحت کن
_: مگه من مهمانم من شوهرتم
♡: صحیح، خب تخت یه نفرست منم میخوام استراحت کنم، مبل هم که نیست
_: تو بغل هم استراحت میکنیم
♡: امکان نداره من نمیخوام
_: خب این مشکل توعه
♡: خب من میخوام رو تختم استراحت کنم
_: خب منم میخوام رو تخت استراحت کنم
♡: این تخت منه
_: توعم زن منی
♡: چه ربطی داشت
_: نمیدونم
♡: خیلخب بغلت میخوابم، اما یه شرط داره
_: میشنوم
♡: به هیجکس نگی
_: قبوله
ا/ت و کوک تو بغل هم رو تخت خوابیدن و بعد نیم ساعت خانواده جئون هم رسید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: سه پارت آپلود شده را به: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر برسونید
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
همگی به داخل عمارت رفتن، و هر کدوم به سمت مبل ها ولو شدن
م. ا/ت: خب خب چخبره اینجا، سلام دخترم، سلام داماد عزیزم
♡: سلامم مامانییی
_: سلام خانم کیم
م. ا/ت: عزیزای دلم، دلم واسه دوتاتون تنگ شده بود با اینکه دیروز دیدمتون، خب برم به خانواده جئون هم زنگ بزنم به اینجمع بپیوندن، اها راستی قضیه ا/ت هم بهشون گفتم
_: ممنون، دستتون درد نکنه یه باری رو از دوش من برداشتید
نیلو: جونگ کوک خیلی زن زلیل شدی
_: منظورت چیه؟
نیلو: به دستت نگا، شک ندارم واسه ا/ت لوازم آرایشی خرید میکردید رو تو اونارو امتحان کرده
_: زنمه دوست داشته این کارو کرده
نیلو و تهیونگ: اوووومایییی گادددد
پ. ا/ت: انقدر دومادم رو اذیت نکنید
نیلو: بابا دامادت زیادی جنتلمن بازی درمیاره
پ. ا/ت: بله درسته
♡: مامان میخوام برم اتاقم
م. ا/ت: جونگ کوک ا/ت رو به اتاقش ببر
_: چشم، بیا ببرمت
کوک ا/ت رو به اتاقش راهنمایی کرد و تا ا/ت وارد اتاق شد کوک هم به داخل اتاق رفت
♡: تو کجا
_: میخوام استراحت کنم
♡: خب برو تو اتاق مهمان استراحت کن
_: مگه من مهمانم من شوهرتم
♡: صحیح، خب تخت یه نفرست منم میخوام استراحت کنم، مبل هم که نیست
_: تو بغل هم استراحت میکنیم
♡: امکان نداره من نمیخوام
_: خب این مشکل توعه
♡: خب من میخوام رو تختم استراحت کنم
_: خب منم میخوام رو تخت استراحت کنم
♡: این تخت منه
_: توعم زن منی
♡: چه ربطی داشت
_: نمیدونم
♡: خیلخب بغلت میخوابم، اما یه شرط داره
_: میشنوم
♡: به هیجکس نگی
_: قبوله
ا/ت و کوک تو بغل هم رو تخت خوابیدن و بعد نیم ساعت خانواده جئون هم رسید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: سه پارت آپلود شده را به: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر برسونید
- ۳۰۹
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط