#p۲۴:
#p۲۴:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
ا/ت رفت سوار ماشین شد و بعد ده دقیقه کوک به سمت ماشین حرکت کرد که دید ا/ت تو ماشین نیست
(ویو کوک)
بعد خوردن بستنیم به سمت ماشین حرکت کردم که دیدم ا/ت تو ماشین نیست، برای یه لحظه ترسیدم، اخه نفهم براچی ترسیدی هرچی فوشه به خودم دادم، رفتم پیداش کنم که دیدم داره تو لوازم آرایشی خرید میکنه، اخه این چقدر لوازم ارایشی میخره، ولش برم ببینم چه دست گلی داره به اب میده
_: چرا تو ماشین منتظرم نموندی؟ ها؟
♡: وا مگه حالا چی شده نمردی که!
_: خیله خب خردیات کی تموم میشه؟
♡: اصلا هنوز چیزی نخریدم
_: ها؟!
♡: میشه یه لطفی در حقم بکنی؟
_: خدا بخیر کنه، چی؟
♡: اون دستت که تتو نداره رو بهم قرض بدی
_: ها؟ منظورت رو نمیفهمم!
♡: ای بابا منظورم اینه این لوازم ارایشی هایی که میخوام رو رو دست تو امتحان کنم ببینم خوبه یا نه
_: امکان نداره!
♡: لطفا(کیوت و ظلوم)
_: نه نه نه امکان نداره بزارم همچین کاری با دستم بکنی
♡: پس زنگ میزنم تهیونگ بیاد رو دست اون امتحان کنم اون خیلی هم دست جذابی داره، اره همینکارو میکنم
_: لعنت بهت(زیر لب)، خیله خب نمیخواد این کارو کنی بیا رو دستم امتحان کن
♡: مرسی
یک ساعت گذشت و دست کوک پر از رژ، خط چشم، خط لب و... شده بود و ا/تهم که دیگه خسته شده بود دیگه ادامه نداد
♡: دیگه خسته شدم همینا بسه، برم حساب کنم
_: اخیش، چی داری میگی من شوهرتم خودم حساب میکنم
♡: نخیرم خودم حساب میکنم
فروشنده: خانم محترم خدا بهتون یه همچین شوهری داده به خدا شانس خوبی دارید خب بزارید خودش حساب کنه
♡: ممنون، اما اگه شانس داشتم که یه همچین شوهری نداشتم
_: دلتم بخواد من شوهرتم وسایلتو بردار برو ماشین حساب کنم
♡: هوفف باشه(حرصی)
_: بفرمایین حساب کنید
فروشنده: بهتون پاک کننده ارایش بدم؟ دستتون پر لوازم ارایشی شده
_: آم، نه نیازی نیست خداحافظ
فروشنده: خرید خوبی داشته باشید خدانگهدار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: سه پارت آپلود شده را به: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر برسونید
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره
ا/ت رفت سوار ماشین شد و بعد ده دقیقه کوک به سمت ماشین حرکت کرد که دید ا/ت تو ماشین نیست
(ویو کوک)
بعد خوردن بستنیم به سمت ماشین حرکت کردم که دیدم ا/ت تو ماشین نیست، برای یه لحظه ترسیدم، اخه نفهم براچی ترسیدی هرچی فوشه به خودم دادم، رفتم پیداش کنم که دیدم داره تو لوازم آرایشی خرید میکنه، اخه این چقدر لوازم ارایشی میخره، ولش برم ببینم چه دست گلی داره به اب میده
_: چرا تو ماشین منتظرم نموندی؟ ها؟
♡: وا مگه حالا چی شده نمردی که!
_: خیله خب خردیات کی تموم میشه؟
♡: اصلا هنوز چیزی نخریدم
_: ها؟!
♡: میشه یه لطفی در حقم بکنی؟
_: خدا بخیر کنه، چی؟
♡: اون دستت که تتو نداره رو بهم قرض بدی
_: ها؟ منظورت رو نمیفهمم!
♡: ای بابا منظورم اینه این لوازم ارایشی هایی که میخوام رو رو دست تو امتحان کنم ببینم خوبه یا نه
_: امکان نداره!
♡: لطفا(کیوت و ظلوم)
_: نه نه نه امکان نداره بزارم همچین کاری با دستم بکنی
♡: پس زنگ میزنم تهیونگ بیاد رو دست اون امتحان کنم اون خیلی هم دست جذابی داره، اره همینکارو میکنم
_: لعنت بهت(زیر لب)، خیله خب نمیخواد این کارو کنی بیا رو دستم امتحان کن
♡: مرسی
یک ساعت گذشت و دست کوک پر از رژ، خط چشم، خط لب و... شده بود و ا/تهم که دیگه خسته شده بود دیگه ادامه نداد
♡: دیگه خسته شدم همینا بسه، برم حساب کنم
_: اخیش، چی داری میگی من شوهرتم خودم حساب میکنم
♡: نخیرم خودم حساب میکنم
فروشنده: خانم محترم خدا بهتون یه همچین شوهری داده به خدا شانس خوبی دارید خب بزارید خودش حساب کنه
♡: ممنون، اما اگه شانس داشتم که یه همچین شوهری نداشتم
_: دلتم بخواد من شوهرتم وسایلتو بردار برو ماشین حساب کنم
♡: هوفف باشه(حرصی)
_: بفرمایین حساب کنید
فروشنده: بهتون پاک کننده ارایش بدم؟ دستتون پر لوازم ارایشی شده
_: آم، نه نیازی نیست خداحافظ
فروشنده: خرید خوبی داشته باشید خدانگهدار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا برای سه پارت بعدی: سه پارت آپلود شده را به: ۱۵لایک، ۱٠بازنشر برسونید
- ۳۸۱
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط