{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗
𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵²

تهیونگ با قلبی پر از هیجان و سبکی، از اتاق تمرین جیهوپ بیرون اومد. دو قدم اول برداشته شده بود و حمایت سه نفر از اعضای گروه را به دست آورده بود. جی-هوپ با انرژی و اشتیاق همیشگی‌اش، بهش روحیه داده بود و این باعث می‌شد تهیونگ با اطمینان بیشتری به سمت قدم بعدی حرکت کند. تصمیم گرفت که حالا وقتشه با نامجون صحبت کند تا برنامه را برای قدم‌های بعدی، به خصوص صحبت با کمپانی و جونگ‌کوک، نهایی کنن.
به سمت دفتر نامجون رفت. وقتی وارد شد، نامجون و دید که پشت میز نشسته بود و با دقت به چند برگه نگاه می‌کرد. انگار منتظرش بود.
نامجون: تهیونگ! بیا تو. چطور بود صحبت با جیهوپ؟
تهیونگ لبخندی زد و کنار میز نامجون نشست.
تهیونگ: خیلی خوب بود هیونگ. جیهوپ هم خیلی خوشحال شد و قول داد که کاملاً پشتمونه.
نامجون: عالیه! پس حالا چهار نفریم. این خودش کلی دلگرمیه.
تهیونگ: آره. برای همین اومدم که باهات صحبت کنم. در مورد قدم‌های بعدی. مخصوصاً در مورد کمپانی و اینکه چطور باید باهاشون حرف بزنیم.
نامجون برگه‌ها را به سمت تهیونگ هل داد.
نامجون: دارم یه طرح کلی رو آماده می‌کنم. ببین، مهم‌ترین چیز اینه که ما باید بهشون نشون بدیم که این موضوع چقدر برای ما مهمه و چطور می‌تونیم اون رو به نفع گروه هم استفاده کنیم.
تهیونگ: چطوری؟
نامجون: ببین، طرفدارها عاشق این هستن که ما رو با هم ببینن، ولی عاشق این هم هستن که ما هم زندگی شخصی خودمون رو داشته باشیم. اگه بتونیم این قضیه رو طوری مدیریت کنیم که نشون بدیم رابطه‌ی تو با ا/ت یه رابطه‌ی سالم و حمایت‌گره، می‌تونه حتی محبوبیت گروه رو هم بیشتر کنه. البته امیدوارم.
تهیونگ با دقت به حرف‌های نامجون گوش می‌داد.
نامجون: من چند تا نکته رو اینجا نوشتم. اول اینکه، باید روی این موضوع تاکید کنیم که ا/ت در حال حاضر بخشی از زندگی توئه و کنار اومدن با شرایط جدید، به تو کمک کرده که قوی‌تر بشی. این خودش یه داستان الهام‌بخش می‌تونه باشه.
تهیونگ: درسته.
...
دیدگاه ها (۰)

‌‌‌...

...

...

...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط