سرد و خشن
پارت ۱۶
از زبان ا.ت:
خواست بکشه عقب که یادم افتاد چقد منتظر این لحظه بودم چقد به این موقع ها فکر میکردم اگه الان از این فرصت استفاده نکنم از دستش میدم یلحظه چشممو رو همه چیز بستمو وقتی خواست عقب بکشه لبمو گذاشتم رو لبش...
از زبان جونگ کوک:
چشام از تعجب تا اخر باز شده بود با اینکه حسی بهش نداشتم اما این دفعه فرق داره با دفعه های دیگه، اینبار ا.ت خواست عقب بکشه که بغلش کردمو بردمش رو تخت........
(منتظر اسمات هستین؟ 🗿با مادراتون باید صحبت کنم)
پرش زمانی به صبح
از زبان ا.ت:
از خواب بیدار شدم برگاممم ریخته بود من واقعا اونکارو کردم؟یعنی من دیشب با جونگ کوک بودم 😐 بلند شدم لباس پوشیدم تختشو مرتب کردم رفتم پایین کسی خونه نبود چون اولین بار بود زیر شکمم خیلی درد میکرد رفتم صبحانه خوردم رفتم گوشیمو پیدا کردم دیدم بکهیونو بورام از دیشب صدبار زنگ زدن زنگ زدم بورام
بورام : مردیییی؟ عوضی از دیشب کلی نگرانتمممم
ا.ت: خببب چرا داد میزنی؟
بورام : تو دیشب میخواستی بری خونه بکهیون یهو غیبت زده از دیشب کلی زنگ زدیم بت
ا.ت : خب منم داشتم میرفتم جونگ کوک نذاشت
بورام: یعنی چی جونگ کوک نذاشت خب گوشیتو جواب بده
ا.ت: خب داستاننن داره...( درحال تعریف کردن ماجراهای دیشب 😂)
بورام: پشمام
ا.ت : حالا بزار برم زنگ بزنم بکهیوننن فعلا
تلفنو قطع کردم میخواستم زنگ بزنم بکهیوننن که دوباره حرصم در اومد ابن الان داره به من خیانت میکنه بعد من دیشب باهاش رابطه داشتم اصن چرا تو روش نیاوردم؟ 🗿🗿🗿
بوق*بوق*
ا.ت: سلام
بکهیون: سلام؟ میدونی کارت خیلی زشت بود؟
ا.ت: ببخشید واقعا دیشب یه اتفاق مهمی برام پیش اومد نتونستم بیام
بکهیون : خب زنگ میزدی میگفتی
ا.ت: میدونم وقتتو گرفتم ببخشید در ازاش برات یه کادو میگیرم قبوله؟
بکهیون : اوکی
از زبان بکهیون :
ا.ت گند زد تو نقشه ی دیشبه من اگر اومده بود میتونستم تلافی کنم همه چیزو البته وقت زیاد هس دارم برات جونگ کوک عوضی!
از زبان جونگ کوک :
صبح اومدم شرکت به کارای دیشبم فک میکردم اخخخ بی جنبه دو دیقه نتونستی تحمل کنی بره پایین الان شب بخوام برم خونه چطوری تو روی این نگاه کنم اههه...
بوق *
آیرا: سلام عشقممم
جونگ کوک: سلام زندگیم
آیرا: یه چیزی هس که باید بت بگم
جونگ کوک : میشنوم
آیرا: بیا خونم پشت تلفن نمیشه
لپتابو بستم کتمو پوشیدم تا برم خونه ی ایرا یهو یادم افتاد گوشیه ا.ت رو نیاوردم.....
از زبان ا.ت:
خواست بکشه عقب که یادم افتاد چقد منتظر این لحظه بودم چقد به این موقع ها فکر میکردم اگه الان از این فرصت استفاده نکنم از دستش میدم یلحظه چشممو رو همه چیز بستمو وقتی خواست عقب بکشه لبمو گذاشتم رو لبش...
از زبان جونگ کوک:
چشام از تعجب تا اخر باز شده بود با اینکه حسی بهش نداشتم اما این دفعه فرق داره با دفعه های دیگه، اینبار ا.ت خواست عقب بکشه که بغلش کردمو بردمش رو تخت........
(منتظر اسمات هستین؟ 🗿با مادراتون باید صحبت کنم)
پرش زمانی به صبح
از زبان ا.ت:
از خواب بیدار شدم برگاممم ریخته بود من واقعا اونکارو کردم؟یعنی من دیشب با جونگ کوک بودم 😐 بلند شدم لباس پوشیدم تختشو مرتب کردم رفتم پایین کسی خونه نبود چون اولین بار بود زیر شکمم خیلی درد میکرد رفتم صبحانه خوردم رفتم گوشیمو پیدا کردم دیدم بکهیونو بورام از دیشب صدبار زنگ زدن زنگ زدم بورام
بورام : مردیییی؟ عوضی از دیشب کلی نگرانتمممم
ا.ت: خببب چرا داد میزنی؟
بورام : تو دیشب میخواستی بری خونه بکهیون یهو غیبت زده از دیشب کلی زنگ زدیم بت
ا.ت : خب منم داشتم میرفتم جونگ کوک نذاشت
بورام: یعنی چی جونگ کوک نذاشت خب گوشیتو جواب بده
ا.ت: خب داستاننن داره...( درحال تعریف کردن ماجراهای دیشب 😂)
بورام: پشمام
ا.ت : حالا بزار برم زنگ بزنم بکهیوننن فعلا
تلفنو قطع کردم میخواستم زنگ بزنم بکهیوننن که دوباره حرصم در اومد ابن الان داره به من خیانت میکنه بعد من دیشب باهاش رابطه داشتم اصن چرا تو روش نیاوردم؟ 🗿🗿🗿
بوق*بوق*
ا.ت: سلام
بکهیون: سلام؟ میدونی کارت خیلی زشت بود؟
ا.ت: ببخشید واقعا دیشب یه اتفاق مهمی برام پیش اومد نتونستم بیام
بکهیون : خب زنگ میزدی میگفتی
ا.ت: میدونم وقتتو گرفتم ببخشید در ازاش برات یه کادو میگیرم قبوله؟
بکهیون : اوکی
از زبان بکهیون :
ا.ت گند زد تو نقشه ی دیشبه من اگر اومده بود میتونستم تلافی کنم همه چیزو البته وقت زیاد هس دارم برات جونگ کوک عوضی!
از زبان جونگ کوک :
صبح اومدم شرکت به کارای دیشبم فک میکردم اخخخ بی جنبه دو دیقه نتونستی تحمل کنی بره پایین الان شب بخوام برم خونه چطوری تو روی این نگاه کنم اههه...
بوق *
آیرا: سلام عشقممم
جونگ کوک: سلام زندگیم
آیرا: یه چیزی هس که باید بت بگم
جونگ کوک : میشنوم
آیرا: بیا خونم پشت تلفن نمیشه
لپتابو بستم کتمو پوشیدم تا برم خونه ی ایرا یهو یادم افتاد گوشیه ا.ت رو نیاوردم.....
- ۹.۵k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط