خبری نیست ولی منتظرم ؛ که بیاید، برسد، در بزند ...
خبری نیست ولی منتظرم ؛ که بیاید، برسد، در بزند ...
سر بچرخاند و با بغض بگوید: جانم رفتنم را کُشتم ...
سر بچرخاند و با بغض بگوید: جانم رفتنم را کُشتم ...
- ۶۷۸
- ۱۶ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط