{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلوت که می کنیم ،

خلوت که می کنیم ،


من و خیالت را می گویم . . . .


برایش از روزانه هایم می گویم ،


او برایم از آمدنت . . . .


من برایش از آرزوهایم می گویم ،


او برایم از آمدنت . . . .


می خندم به این همه یکدندگی ،


می خندد به آشفتگی هایم . . . .


هر شب کارمان همین شده . . . .


خیالت عجیب در این حوالی هوایت را دارد . . . . !
دیدگاه ها (۴)

از مرز متنفرم ...از خطی که قابل دیدن نیست . . . .مرزها گاهی ...

دلـــم مـــی خواهد بخوابـــم ،مثــل ماهـــي حوضمـــان . . . ...

مــلـــودے آرام بـــود . . .ســڪـوت ِ زیـبــایے فـــــریـاد ...

مـی شـود تـا دوبـاره بـنـویـسـی بـنـدبـنـد ِ شـکـسـتـه ی مـن...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

پارت ۱۰چندین ماه بعد -*دارم توی راهرو های مقر پرت مافیا پرسه...

پارت ۱۲-*"...ساعت ۱۲ شب. اسکله ۱۴ خودتو آماده کن آسوکا چان ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط