{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چمدان سرخ ات را بردار...

چمدان سرخ ات را بردار...
بیا همان مسیر همیشگی..
مرا که لای دفتر خاطراتم مانده ام..
میان اغوش ات بگیر..
مرا ببر..
مرا ببر با همان قطار سرنوشتی که آمده ای
برسانم به انتهای وجودت..
دیدگاه ها (۱)

دنیای من برای وجود پلک وقدس ات ممنونبرای طپیدن های قلبت ممنو...

ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺏ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﻤﻴﺰﻧﻪ ﺑﻴﺎﺩ ﺩﺍﺧﻞ!ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺏ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺟﻌﺒﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﺩﺭ ﻧﻤ...

دقیقا..من یه همچین کسی رو میشناسم..فقط موندم تو کار خدا که ه...

پوکیونده هاااا نفسی..

Covenant of Blood and Silk

پرسه در جنگل... شب...عمارت آرام و ساکت بود.ات روی کاناپه نشس...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت³² | سقوط در آغوشِ خونجونکوک دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط