{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق خونین

عشق خونین🩸
پارت 3
تا خواست خودشو عقب بکشه استاد کیم دست جونگکوک رو محکم تر کشید
کیم لبشو پیش گوش جونگکوک برد و زمزمه کرد
+جئون بیا دفتر من..... حالا
وقتی نفس داغ کیم به گردن جونگکوک افتاد جونگکوک لرزید با تری گفت
-چ..چشم
نتونست... اینبار نتونست ترس شو کنترل کنه چون بدنش پیش از حد می‌لرزید
جئون با کیم به دفترش رفت کیم در دفتر و قفل کرد این ترس جونگکوک رو بیشتر کرد
کیم نزدیک جونگکوک شد و دستشو گذاشت رو شونه ی جئون
جونگکوک سر جاش میخکوب شد...
بدنش سرد شد از استرس
استاد آروم دستشو پایین کشید و کت جئون رو در آورد
جونگکوک عقب رفت و با صدایی کمی بلند گفت
-چ..چکار میکنی میدونم اینو کارتون رو گزارش بدم ا..این یجوری تجاوز به دانش امو..
استاد نذاشت جئون حرفشو کامل کنه
+ساکت
جئون بازم خشکش زد
چشاش فقط به استین کتش دوخته بود
که یکدفعه ترسس به واقعیت تبدیل شده
کیم آستین کت و برعکس کردو...همه‌ی چیز و دید نوشته ها و تقلب ها کیم پوزخند زد
+خیلی خونده بودی یا خیلی تقلب نوشتی
جونگکوک سریع کتشو از دست کیم قاپید کیم با خونسردی گفت
+اخراج
چشمای جونگکوک گشاد شد
-نه نه نه... این خیلی بی رحمیه
بخاطر تقلب منو اخراج کنید
کیم خونسرد گفت
+جئون من دانش آموزی مثل تورو نمیخوام بیشتر از پونزده بار قوانین منو زیر پا گذاشتی... قوانین های مدرسه مطمئنم مدیر هم با اخراج تو مخالف نمیکنه پس وسیله هاتو جمع کن و برو
جونگکوک سرشو پایین انداخت بو و حالا خشم تمام وجودشو گرفته بود....حس انتقام.....انتقامی سخت...
وسایلشو جمه کرد با قطره اشکاهی که رو گونه هاش خشک شده بود اونجا رو ترک کرد و به خانه رفت خونه یی که هیچکس بجز جونگکوک زندگی نمی‌کرد..

اون بعد از تصادف پدر و مادرش و از بعد دست دادنشون
هرشب کابوس میدید... کابوس های وحشتناک و از هوای بارونی تنفر داشت نیز اون اتفاق در هوای بارونی رخ داده بود...

جیمین وفتی دید جونگکوک مدرسه رو ترک کرد بدون معطلی مستقیم به خونه ی جئون رفت..
شرط
کامنت؛20
لایک؛30
دیدگاه ها (۱۳)

تهکوک

عشق خونین🩸پارت 2 جیمین و جونگکوک نفس عمیقی کشیدنو نشستن سر ج...

فیکشن تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط