{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
دیدگاه ها (۱)

کم کم داره میرسه اون صبحی که رو به پنجره های زرد و نارنجی بی...

تا به دیوار و درش تازه کنم عهدقدیمگاهی از کوچه معشوقه خود می...

روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم:که پریشانی این سلسله را آخر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط