{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا به دیوار و درش تازه کنم عهدقدیم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهدقدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود میگذرم
دیدگاه ها (۱)

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویمچه بگویم که غم از دل برو...

روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم:که پریشانی این سلسله را آخر ن...

با صد هزار مَردم تنهاییبی صد هزار مَردم, تنهایی!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط