داشت رو زمین با انگشت چیزی می نوشت
داشت رو زمین با انگشت چیزی می نوشت
رفتن جلو دیدن چندین متر صدها بار نوشته
* حسین *
طوریکه انگشتش زخم شده !
ازش پرسیدن:حاجی چکار میکنی ؟؟
گفت:
چون میسر نیست من را کام او.. عشق بازی میکنم با نام او ..
خاطره ای از شهید پازوکی
رفتن جلو دیدن چندین متر صدها بار نوشته
* حسین *
طوریکه انگشتش زخم شده !
ازش پرسیدن:حاجی چکار میکنی ؟؟
گفت:
چون میسر نیست من را کام او.. عشق بازی میکنم با نام او ..
خاطره ای از شهید پازوکی
- ۵۷۶
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط