{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#باران ♡گاهی آنقدر عصبی‌ام از نیش‌ و کنایه‌ها که دلم می‌خ

#باران ♡گاهی آنقدر عصبی‌ام از نیش‌ و کنایه‌ها که دلم می‌خواهد با یک لگد، محکم بزنم زیر میز دنیا و همه چیز را به هم بریزم. گاهی عمیقا دلم می‌گیرد از این‌همه کاری به کار کسی نداشتن و به حال خود رها نشدن. گاهی دلم می‌سوزد برای خودم، که برای همه خوب خواستم، سعی کردم همه را درک کنم، ببخشم، دوست داشته‌باشم. اما تلاشم بی نتیجه بوده.
که در نهایت، آدم‌ها هر روز، کار را برای من سخت‌تر کرده‌اند. که تا دلخوش شدم به حرف‌ها و لبخندهاشان، عوض شدند، که نفهمیدم چه می‌گذرد در شقیقه‌ی این آدم‌ها...
دلم می‌خواهد مشغولیت‌های زندگی‌ام را بیندازم یک وری، اتاقم را مچاله کنم، تقویم و ساختمان‌ها و جاده را مچاله کنم، شهر را مچاله کنم. لاقیدترین‌ شوم و بزنم به کوهی، غاری، جنگلی، بیابانی چیزی...
که گاهی بد' خسته‌ات می‌کنند آدم‌ها...

#نرگس_صرافیان_طوفان‌
دیدگاه ها (۰)

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

😂❤️بچه‌ها یه چیزی رو جدیِ شوخی بگم...واقعاً ما همدیگه رو نمی...

𝑀𝑒𝓃 𝒷𝒶𝓇𝒶𝓎𝑒 𝒾𝓃𝓀𝑒 𝒷𝑒𝓉𝑜𝓃𝒶𝓂 𝓉𝒾𝓀𝑒‌𝒽𝒶𝓎𝑒 𝓂𝑜𝓀𝒽𝓉𝑒𝓁𝑒𝒻 𝑒 𝓀𝒽𝑜𝒹𝑜𝓂 𝑜 𝓀𝑒𝓃𝒶𝓇...

شاید اینجا برای خیلی‌ها فقط یک پیج شخصی باشه؛پیجی بدون موضوع...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

🦢 پارت چهاردهم | قانون اوللیانا هنوز جلوی جنگکوک ایستاده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط