یک وقتهایی...
یک وقتهایی...
وقتش است خودت چمدانت را برداری ،
آرام و بیصدا از زندگی آدمها بروی بیرون ...
" دیر " که بشود تمام آن لحظه های خوش
مثل بستنی شکلاتی عصر های تابستان ، آب میشود ..!
میچکد روی دامنت ...
یک وقتهایی...
وقتش است خودت چمدانت را برداری
و تنها رد کوچکی از خودت به جای بگذاری ...
سنجاق سری ، گردنبندی ، گاه " خاطره ای " ، چیزی ...
تا از دیده شان که رفتی ،
از " یادشان " نروی ...!
وقتش است خودت چمدانت را برداری ،
آرام و بیصدا از زندگی آدمها بروی بیرون ...
" دیر " که بشود تمام آن لحظه های خوش
مثل بستنی شکلاتی عصر های تابستان ، آب میشود ..!
میچکد روی دامنت ...
یک وقتهایی...
وقتش است خودت چمدانت را برداری
و تنها رد کوچکی از خودت به جای بگذاری ...
سنجاق سری ، گردنبندی ، گاه " خاطره ای " ، چیزی ...
تا از دیده شان که رفتی ،
از " یادشان " نروی ...!
- ۱۶۴
- ۰۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط