{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتهایی باید عزمتو جزم کنی،خودت چمدونت رو ببندی،اروم و

یه وقتهایی باید عزمتو جزم کنی،خودت چمدونت رو ببندی،اروم و بی صدا از زندگی ادمها بری بیرون...باید اراده کنی اونوقت که باید بری،بری...نباید دس دس کنی...نباید دل دل کنی،نباید پات بلرزه...سست بشه ...نباید بزاری از وقت رفتن بگذره...اخه از وقتش که بگذره تموم اون لحظه های خوب مثل بستنی قیفی عصرهای تابستون اب میشه میچکه رو لباست،گند میزنه به هیکلت به زندگیت یه وقت هایی خودت باید چمدونت رو ببندی و راهی بشی باید بری دور بشی...باید بری تا نباشی....بری بدون این که ردی از خودت بزاری..یا نه بهتره یه رد کوچیک از خودت به جا بزاری... سنجاق سری...گردنبندی..عروسکی...حتی یه جا کلیدی... مسواکی...حوله ای...تا از دید اگه رفتی از جلو چشمش دور شدی،از یادش نری اراده کن همین
دیدگاه ها (۵۸)

بخونید جالبه

.

✔

- تو یک زنی...زیبا باش!لباس خوب بپوش ! ورزش کن ! مواظب هیکل ...

‌ 𝗐𝗁︎𝗒 𝗉𝗋𝖾𝗍𝖾𝗇︎𝖽 𝗍𝗈 𝖻︎𝖾 𝗈𝗋𝖽𝑖𝗇︎𝖺𝗋𝗒𝗐𝗁︎𝖾𝗇︎ 𝖻︎𝖾𝑖𝗇︎𝗀︎ 𝗍𝗁...

موضوع وقتی اسمش رو تتو میزنی . **جین:**جین با تعجب پرسید: «ا...

یه جاهایی اشتباه کردی چون برات لازم بود،یه روزایی اعتماد کرد...

پارت : 10فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @...

عکاسا یه چیزی دارن به اسم ISO؛ میزان حساسیت سنسور دوربین به ...

رمان کد سیاه

FORCED LOVEPart:15───یک ماه از اون شب گذشته بود.ما دیگه همکا...

dark life = 25

اعتیاد من بهت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط