#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨
#پارت_10

نگاهی به سوالا انداختم

هر چی بیشتر نگاه می‌کردم، بیشتر می‌فهمیدم هیچی بارم نیست

رسما گلابی بودم که این وسط وایساده

از هر جهت و زاویه‌ای که فکر می‌کردم بازم چیزی پیدا نمی‌کردم

با صدای بمش به خودم اومدم
- قراره تا صبح زل بزنی به تخته؟

ماژیکو به دستم داد

- گفتم حل کن نگفتم زل بزن

لبخند کج و کوله ای زدم

- استاد شما خیلی استاد خوبی هستید
همیشه درهای ببخش فشنگتون به روی خطاکارانی چون من بازه نه؟

نگاهم و دزدیدم

مظلومانه چشمامو گرد کردم

- استرسی شدم به‌ ولا
شما دیدم جوابا از ذهنم پرواز کرد رفت
خواستم بگیرمشا بال پرواز نداشتم خوردم زمین‌...

گوشه‌ی چشماش چین افتاد

اخم‌هاشو توی هم کشید
- چرا استرسی بشی؟
دیشب که استرسی نبودی
الان چیشده؟

ای الهی من دیشب شـ . ـاش بند میشدم وسط دستشویی گیر می‌کردم ولی گیر این نمیوفتادم .

الهی دستام فلج میشد اون پیامو تایپ نمی‌کردم!

لبخند ترسناکی زد

- عیب نداره همینطوری که گفتی من بخشندم
می‌بخشم اما به یه شرطی...
فقط به یه شرطی بلد نبودنتو نادیده میگیرم!
🫧🦋↜
دیدگاه ها (۰)

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "34""ویو جئون آنجلینا""یک ...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

پارت ۴ ویو ا.ت سر کلاس نشسته بودیم نامجون هنوز نیومده بود ای...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۷: شاخ‌به‌شاخ با پادشاهباد ساحل داشت موها...

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

Seven

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط