{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقبت

عاقبت
بر شاخه ی این عشق
می خُشکانیم
با غمت
بر ظلمت این درد
می تابانیم
پاییزیم و
بی برگ و طوفانی ز درد
من خود دردم
جانا ،
از چه می ترسانیم............ #شهزاد
دیدگاه ها (۱۶)

همه جا تاریک است کوره راههای به هم بافته نیز سنگی و باریک ...

مست دردم زهر ِ بُغضی در صبوست نوش کن تا عشق آموزی ز دوست غر...

تو بحری و من در عطش بحر چون زهری و من تشنه ی آن زهر از بحر ...

هرکس که نزدیک ترین است چو دوست چون بصیرت ِ دیده ی بینایت اوس...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده عشق 😢ما یار ندیده تب معشوق کشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط