{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بحری و من

تو بحری و من
در عطش بحر
چون زهری و من
تشنه ی آن زهر
از بحر تا زهر شده
مصلحت جان
با اشاره ات دویده ام
سوی تو با سر......................
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

عاقبت بر شاخه ی این عشق می خُشکانیم با غمت بر ظلمت این درد م...

همه جا تاریک است کوره راههای به هم بافته نیز سنگی و باریک ...

هرکس که نزدیک ترین است چو دوست چون بصیرت ِ دیده ی بینایت اوس...

باران که شدیبدان بیابانی هستموج عطش وحال پریشانی هستدر کنج س...

محرابِ سرخ»خون می‌چکد از دیده‌یِ افلاک در آفاقایمان شده در س...

عاشقانه های شبنم

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط