{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیر

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیر
خسته ام ، تنهاترینم ، دست هایم را بگیر
قطره قطره آب شد، دل درغمت بی تاب شد
زیر خورشید فروزان نگاهت ناگزیر
آه اگر صد سال بنشینم تماشایت کنم
من نخواهم شد زچشمان تو هرگز سیر سیر
با امید با تو ماندن ، ازتو گفتن زنده ام
بی تو من می میرم ای بالا بلند سر به زیر
بس که دنبال تو راه افتاده ام دیوانه وار
رد پایم مانده بر شن های گرم این کویر
ای دلیل ماندن من در کویرستان درد
سایه عشق خودت را از سر من برمگیر...
دیدگاه ها (۲۳)

سخت است هی باشدخیالت، هی نباشی توهی من بسازم عشق را، از هم ب...

امروز خواستم از یه عطر فروشی عطری رو بخرم که دوستش داشتم فر...

باید خبر را بی‌خبر باشے بفهمیدر انتظارش پشت در باشے بفهمیحال...

روز و شب نام تورا بی پرده نجوا میکنمجسم و جان خسته را بی چان...

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط