{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز و شب نام تورا بی پرده نجوا میکنم

روز و شب نام تورا بی پرده نجوا میکنم
جسم و جان خسته را بی چانه سودا میکنم
هردم از شوق وجودت شورو شیدایی دگر
دم به دم خواند مرا اما چه حاشا میکنم
خود به خود گویم اگر بینم بگویم راز دل
چون ببینم روی تو امروز و فردا میکنم
کوه و دریا و بیابان ، جنگل ودشت وسیع
جملگی یکجا فدای یکوجب از قد رعنا میکنم
گر که باشی همچو لیلی، عاشق دلخسته ام
میشوم مجنون و شیدا مست و رسوا میکنم
دیدگاه ها (۱۵)

باید خبر را بی‌خبر باشے بفهمیدر انتظارش پشت در باشے بفهمیحال...

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، د...

شوقِ دیدارِ تو را دارم که بیدارم هنوز ،ماهِ من! هر شب تو را ...

تب آسمان شدید ست و ستاره سو نداردچه کنم که ماه م امشب سر گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط