{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز

پاییز
ادامه بوی توست

وقتی راه می روی
برگها دوست دارند فرش راهت شوند

و من از میان ازدحام آنها
شعر هایم را جمع می کنم؛ کنار هم می چینم

تا شالی به رنگ دوستت دارم را ببافم
و روی شانه هایت بیندازم

به من که رسیدی کمی مکث کن
نفس میخواهم
دیدگاه ها (۳)

ای اقاقی های وحشی که بی هیچ لبخندیدرکنار کلبه تاریک من پاگرف...

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم شب نصیبم روزگارم را کجا...

آنقدر دوسش دارم کہ حتے اگر بِهَم نرس...

باید کمک کنی ، کمرم را شکسته اندبالم نمی دهند ، پرم را شکسته...

ناسپاس از عشق پاکت نیستم,من که عمری با خیالت زیستم,دوستت دار...

سفیر کبیر Grand Ambassador

« ازدواج به اجبار »Part 31 ویوی لیانا:همه جا پر از دود شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط