{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 8

پارت 8

+ا/ت بخاطر خواستگاری اینجوری نمیکنه هتما از من میترسه اما چراا داشت میدوید تو جنگل منم سمتش رفتم اما یه فکری داشتم سوار ماشین شدم تو جنگل از روبروش در اومدم بغلش کردم
_حق ولم کن حق میزدم به سینش
+هیشششش اروم باش یهویی همجا آروم شد نگاه کردم دیدم ا/ت بیهوش شده سری بردمش خونه دکتر شخصیمو خبر کردم


ادامه پارت بعد.

درخماری بمانید حیحی
دیدگاه ها (۴)

پارت 91 سال بعدا/ت ویو_بلخره تونستم از کوک فرار کنم _یزوز که...

عررررر دوست پسر جذابممم🤤🤤اگر میخواین پارت بعدو بخونید فالو ا...

پارت 7علامت کوک+ علامت ا/ت_ آجوما✓+ابراز احساسات اول صبحی هم...

پارت 6ا/ت: میتونی بیای خونه منکوک: واقعا. ا/ت: اره به هرحال ...

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟐𝟓به ماشین مشکیش تکیه داده بودم. با سوئیچ ...

سناریو توکیو ریونجرز

اعتماد پارت|۷۴|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط