روی شانه ی پاییز زدم حالش را بپرسم

روی شانه ی پاییز زدم حالش را بپرسم
ناگهان فرو ریخت
گاهی پرسیدن حالی چه درد هایی را تازه میکند
دیدگاه ها (۲)

دلم برای یک نفر تنگ شده وهيچ چیز این دلتنگی را کم نمیکندنه ...

..

دیر یازود حمله خواهند کرد خاطراتی که زبان آدمیزاد را نمی فهم...

هی رفیق میدانی از کجای زندگی بیشتر خسته م آنجایی که وسط خنده...

رمان بغلی من پارت ۶۶ ارسلان: بخدا چیزی نیست پنبه رو آغشته به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط