زیپ کوله پشتی ام را باز کردم و در پاییز کارهایی انجام داد
زیپ کوله پشتی ام را باز کردم و در پاییز کارهایی انجام دادم که بین برگ ها و در هوای زرد انبوه میلرزیدند .
دستان پر توانی که بخشی از پاییز شده بودند در کوله فرو رفتند و یک جامدادی کوچک بیرون کشیدم .
در حالی که روی یک سنگ یخ زده نشسته بودم و به نیلو نگاه می کردم که آنطرف خیابان در یک مغازه ، پول دو بطری دلستر را حساب میکند .
شاید اگر او خواهرم نبود ، با آن ظاهرش و در کادر پاییزِ پر از برگ ، عاشق اش میشدم .
دستان پر توانی که بخشی از پاییز شده بودند در کوله فرو رفتند و یک جامدادی کوچک بیرون کشیدم .
در حالی که روی یک سنگ یخ زده نشسته بودم و به نیلو نگاه می کردم که آنطرف خیابان در یک مغازه ، پول دو بطری دلستر را حساب میکند .
شاید اگر او خواهرم نبود ، با آن ظاهرش و در کادر پاییزِ پر از برگ ، عاشق اش میشدم .
- ۵۳
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط