{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه درد آمد به جانم،هر سه یکبار؛

سه درد آمد به جانم،هر سه یکبار؛

غریبی و اسیری و غم یار...

غریبی و اسیری چاره دارد!

غم یار و

غم یار و

غم یار...


| باباطاهر |
دیدگاه ها (۳)

او شاخه گلی لای کتاب، اما من... از ماه پلی به آفتاب اما من....

مثل افتادن در یک گودال عمیق، سقوط از یک ساختمان پنج طبقه، ...

هر آینه پشت سر تباه از دوری هر پنجره پیش رو سیاه از دوری م...

تو تمام منی، من تمام اندوه سالخورده زنان سرزمینم که از سر ...

فقط غربت رفته دانددرد دوری و غریبی رونه مرا طاقت غربتنه تو ر...

گر درد دل دوا شود ای دوست، شاد زیور غمگسار غم بود ای یار، غ...

همان گل برفک های یار ام قند و عسل استآن یارک کولابی مهرش دیگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط