{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تمام منی،

تو تمام منی،

من تمام اندوه سالخورده زنان سرزمینم

که از سر ناچاری

ردپای عشقشان را در فال‌ها دنبال می‌کنند

شاید روزی برگردد

شاید دوباره مرا بخواهد

شاید مرغ عشق‌ها

و قهوه‌ها

و تاروت‌ها

یک بار راست بگویند !

ولی هیچ مردی

هیچ وقت به آغاز قصه برنگشت ...

به لبخندم اعتماد نکن

زخمی با من است

که با هیچ دروغی درمان نمی‌شود

تا روزی که هنوز

زنان غمگینی هستند

که با صدای زنگ تلفن

بغض می‌کنند.


| نیلوفر لاری پور |
دیدگاه ها (۱)

هر آینه پشت سر تباه از دوری هر پنجره پیش رو سیاه از دوری م...

سه درد آمد به جانم،هر سه یکبار؛ غریبی و اسیری و غم یار... ...

من بی تو پریـــشآن و تو انگار نه انـگار...

تو ماندگاری در دلم می دانمت می دانمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط