تکپارتی — «جنگِ شوخیها» 😂🔥
تکپارتی — «جنگِ شوخیها» 😂🔥
یه عصر، هر هفت عضو BTS و ا/ت توی استودیو بودن. همه خسته بودن که ناگهان جیمین یه کاغذ کوچیک روی میز دید:
«امروز روز شوخیهای ممنوعه! هرکی ببازه، باید برای بقیه نوشیدنی بخره.»
جیمین: بچههاااا! 😈
ا/ت: نه... این قیافه یعنی قراره یه بلایی سرمون بیاد. 😂
جیمین قانون رو توضیح داد و جنگ شروع شد.
اول، جین یواشکی صدای زنگ گوشی ا/ت رو عوض کرد.
ا/ت: چرا گوشیم صدای اردک میده؟! 🦆😂
جین: نمیدونم... شاید گوشیت شخصیت جدید پیدا کرده!
ا/ت با خنده دنبالش کرد.
شوگا از دور گفت: من فقط تماشاچیام.
جونگکوک: دروغ نگو، تو از همه خطرناکتری. 😂
چند دقیقه بعد، شوگا بدون اینکه کسی بفهمه، اسم همه رو روی بطریهای آب عوض کرد.
نامجون بطری رو برداشت:
نامجون: چرا اسم من شده «رئیس بزرگ»؟ 😐
شوگا: چون حقیقت گاهی تلخه. 😂
بعد نوبت ا/ت رسید.
ا/ت یه نقشه کشید و روی در اتاق تمرین یه برگه زد:
«جلسه فوری با مدیر، ساعت ۷.»
همه با عجله جمع شدن.
تهیونگ: جلسه برای چی؟!
ا/ت که پشت در قایم شده بود، گفت: جلسه لغو شد! 😂😂
همه: ا/تتتتت! 😭
جونگکوک: این دیگه جنگه!
ا/ت: خودتون شروع کردین! 😎
آخر شب، همه فکر میکردن ا/ت برنده شده... تا اینکه جین آخرین نقشهاش رو اجرا کرد.
وقتی ا/ت وارد اتاق شد، همه یکصدا گفتن:
«تو باختی!»
ا/ت: چرا؟! 😳
جین: چون از اول قرار نبود برنده داشته باشیم! فقط میخواستیم ببینیم آخرش کی بیشتر حرص میخوره. 😂
ا/ت چند ثانیه سکوت کرد و بعد بالش رو برداشت.
ا/ت: خب... پس مرحله دوم شروع شد. 😈
همه با وحشت به هم نگاه کردن.
نامجون: فرارررر! 😂🔥
🔥😂 پایان 😂🔥
یه عصر، هر هفت عضو BTS و ا/ت توی استودیو بودن. همه خسته بودن که ناگهان جیمین یه کاغذ کوچیک روی میز دید:
«امروز روز شوخیهای ممنوعه! هرکی ببازه، باید برای بقیه نوشیدنی بخره.»
جیمین: بچههاااا! 😈
ا/ت: نه... این قیافه یعنی قراره یه بلایی سرمون بیاد. 😂
جیمین قانون رو توضیح داد و جنگ شروع شد.
اول، جین یواشکی صدای زنگ گوشی ا/ت رو عوض کرد.
ا/ت: چرا گوشیم صدای اردک میده؟! 🦆😂
جین: نمیدونم... شاید گوشیت شخصیت جدید پیدا کرده!
ا/ت با خنده دنبالش کرد.
شوگا از دور گفت: من فقط تماشاچیام.
جونگکوک: دروغ نگو، تو از همه خطرناکتری. 😂
چند دقیقه بعد، شوگا بدون اینکه کسی بفهمه، اسم همه رو روی بطریهای آب عوض کرد.
نامجون بطری رو برداشت:
نامجون: چرا اسم من شده «رئیس بزرگ»؟ 😐
شوگا: چون حقیقت گاهی تلخه. 😂
بعد نوبت ا/ت رسید.
ا/ت یه نقشه کشید و روی در اتاق تمرین یه برگه زد:
«جلسه فوری با مدیر، ساعت ۷.»
همه با عجله جمع شدن.
تهیونگ: جلسه برای چی؟!
ا/ت که پشت در قایم شده بود، گفت: جلسه لغو شد! 😂😂
همه: ا/تتتتت! 😭
جونگکوک: این دیگه جنگه!
ا/ت: خودتون شروع کردین! 😎
آخر شب، همه فکر میکردن ا/ت برنده شده... تا اینکه جین آخرین نقشهاش رو اجرا کرد.
وقتی ا/ت وارد اتاق شد، همه یکصدا گفتن:
«تو باختی!»
ا/ت: چرا؟! 😳
جین: چون از اول قرار نبود برنده داشته باشیم! فقط میخواستیم ببینیم آخرش کی بیشتر حرص میخوره. 😂
ا/ت چند ثانیه سکوت کرد و بعد بالش رو برداشت.
ا/ت: خب... پس مرحله دوم شروع شد. 😈
همه با وحشت به هم نگاه کردن.
نامجون: فرارررر! 😂🔥
🔥😂 پایان 😂🔥
- ۴۸۸
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط