تکپارتی — «مأموریت فرار از استودیو» 😎🔥
تکپارتی — «مأموریت فرار از استودیو» 😎🔥
بعد از چند ساعت تمرین، ا/ت روی مبل استودیو افتاد.
ا/ت: من دیگه توان ندارم... 😭
جین: خوشکله، بلند شو! هنوز تمرین مونده.
ا/ت: نهههه! 😭😂
شوگا از روی صندلی گفت:
شوگا: پیشی، من یه راه فرار بلدم.
ا/ت: جدی؟ 👀
شوگا: آره. در پشتی.
جیهوپ: سانشاینم، تو داری به فرار از تمرین فکر میکنی؟ 😂
شوگا: من فقط پیشنهاد دادم.
جیمین: موچی کوچولو، من باهات میام! 😂
تهیونگ: بچه کوچولو، صبر کن! اگه گیر بیفتیم چی؟
جونگکوک: بچه، من مسئول حواسپرت کردن نامجون میشم. 😎
نامجون که پشت سرشان ایستاده بود:
نامجون: مکنهی گروه... فکر کردی من نمیشنوم؟ 😐
همه خشکشون زد.
جین: خوشکله، نقشه لو رفت. 😂
ا/ت آرام گفت:
ا/ت: مرحله دوم نقشه شروع شد.
همه: چی؟! 😳
ا/ت به سمت اسپیکر رفت و موسیقی شاد گذاشت.
ا/ت: حالا به جای فرار، همه با هم پنج دقیقه دیوونهبازی میکنیم! 😂🔥
جیهوپ: این بهترین نقشهایه که شنیدم!
چند دقیقه بعد، کل استودیو پر از خنده شده بود.
شوگا: پیشی، اعتراف میکنم... این بهتر از فراره.
جیمین: موچی کوچولو، تو واقعاً بلدی اوضاع رو عوض کنی. 😂
تهیونگ: بچه کوچولو، اینجا دیگه شبیه تمرین نیست!
جونگکوک: بچه، فردا هم همین کارو کنیم؟ 😎
نامجون خندید:
نامجون: مکنهی گروه، فکر کنم امروز رسماً استودیو رو تبدیل کردی به شهربازی.
ا/ت: حداقل دیگه کسی خسته نیست. 😂💜
جین: خوشکله... فقط یه مشکل هست.
ا/ت: چی؟
جین: فردا باید دو برابر تمرین کنیم. 😭
همه: جینننن! 😂🔥
🔥💜 پایان 💜🔥
نویسنده: الیسا ✍️✨
بعد از چند ساعت تمرین، ا/ت روی مبل استودیو افتاد.
ا/ت: من دیگه توان ندارم... 😭
جین: خوشکله، بلند شو! هنوز تمرین مونده.
ا/ت: نهههه! 😭😂
شوگا از روی صندلی گفت:
شوگا: پیشی، من یه راه فرار بلدم.
ا/ت: جدی؟ 👀
شوگا: آره. در پشتی.
جیهوپ: سانشاینم، تو داری به فرار از تمرین فکر میکنی؟ 😂
شوگا: من فقط پیشنهاد دادم.
جیمین: موچی کوچولو، من باهات میام! 😂
تهیونگ: بچه کوچولو، صبر کن! اگه گیر بیفتیم چی؟
جونگکوک: بچه، من مسئول حواسپرت کردن نامجون میشم. 😎
نامجون که پشت سرشان ایستاده بود:
نامجون: مکنهی گروه... فکر کردی من نمیشنوم؟ 😐
همه خشکشون زد.
جین: خوشکله، نقشه لو رفت. 😂
ا/ت آرام گفت:
ا/ت: مرحله دوم نقشه شروع شد.
همه: چی؟! 😳
ا/ت به سمت اسپیکر رفت و موسیقی شاد گذاشت.
ا/ت: حالا به جای فرار، همه با هم پنج دقیقه دیوونهبازی میکنیم! 😂🔥
جیهوپ: این بهترین نقشهایه که شنیدم!
چند دقیقه بعد، کل استودیو پر از خنده شده بود.
شوگا: پیشی، اعتراف میکنم... این بهتر از فراره.
جیمین: موچی کوچولو، تو واقعاً بلدی اوضاع رو عوض کنی. 😂
تهیونگ: بچه کوچولو، اینجا دیگه شبیه تمرین نیست!
جونگکوک: بچه، فردا هم همین کارو کنیم؟ 😎
نامجون خندید:
نامجون: مکنهی گروه، فکر کنم امروز رسماً استودیو رو تبدیل کردی به شهربازی.
ا/ت: حداقل دیگه کسی خسته نیست. 😂💜
جین: خوشکله... فقط یه مشکل هست.
ا/ت: چی؟
جین: فردا باید دو برابر تمرین کنیم. 😭
همه: جینننن! 😂🔥
🔥💜 پایان 💜🔥
نویسنده: الیسا ✍️✨
- ۴۸۸
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط