دلمان خوش بود که با آمدنش حال و هوایمان جانِ تازهای میگ
دلمان خوش بود که با آمدنش حال و هوایمان جانِ تازهای میگیرد، "بهار" را میگویم اولین بار بود که باران را دوست نداشتیم، دعا میکردیم که دیگر نبارد! باران اما میبارید و یکییکی شهرها را، خانهها را، آدمها را و آرزوها را در خودش غرق میکرد، غرق میکرد و کاری از دستمان برنمیآمد فقط هرکسی تقصیر را برمیداشت و میانداخت گردن دیگری
کاش امسال هیچ چیزش از بهارش پیدا نباشد...
#hashem
کاش امسال هیچ چیزش از بهارش پیدا نباشد...
#hashem
- ۳۰۹
- ۱۲ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط