{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اکنون ببار بر سرم ابر بهاری ام

اکـنـون ببار  بر سـرم  ابرِ بـهاری ام
اکـنون که تـشـنه مـنتظرِ  آبیاری ام

اکـنون که در مـیانهٔ  سرسبز زنـدگی
محتاجِ‌لطف‌ومهرِ توشد سایه‌ساری‌ام

گـفتی برای  من  هـمهٔ  راه  هـمدمی
تـنـها  مـیـان راه چـرا  مـیـگـذاری ام

تـنها  مـیانِ  برهـهٔ  پُر  رنـجِ  زنـدگی
نامهربانِ‌من به چه کس میسپاری ام

باید دوباره باعثِ سرسبزی ام شوی
باید دوباره در دلِ سنگـت بکاری ام

مثل انارِ سرخِ ترک خورده ام هنـوز
قدری بنـوش از من اگر میفشاری ام

اشکم‌که‌قطره‌قطره‌‌چکیدم به‌خاک‌تو
تا بـشـکـفـی ، جـوانـهٔ تُردِ بـهاری ام

شمـعم که ذره ذره تنـم آب شد ولی
انـگار زیـر پای تو بیـهـوده جاری ام

گاهی‌ببین‌مرا که به‌پایت نشسته ام
گاهی‌ببین که‌سٙنبُلِ چشم‌انتظاری‌ ام

یک‌روز میرسد که‌تو با اینکه‌ مرهمی
دیـگر هـلاک کـرده مرا زخـمِ کاری‌ ام

آن‌روزحسرت‌است‌که‌همراهِ‌قلبِ‌توست
روزی کـه در کـنـارمـی اما نـداری ام
🌸☘
دیدگاه ها (۰)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

امشب به قصه دل من گوش می‌کنیفردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط