{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهار بخش شش پارت آخر

پارت چهار بخش شش ( پارت آخر )

آنیا : چون الان باید برم خونه دیگه برو.
دامیان : اها باشه ولی می خوای برسونمت؟
آنیا : پیاده راحت تر ام.
دامیان : باشه من دیگه میرم خدافظ.
آنیا : باشه خدافظ
آنیا به سمت خونه میره اما توی راه دامیان همراه با ماشین از کنار آنیا رد میشه.
دامیان : میای بریم کافه یا رستوران یا هرجایی که تو دوست داری؟
آنیا : نه نمیام علاقه ای ندارم.
دامیان : برای پیک نیک چطور؟ کره بادوم زمینی هست می خوای بیای؟
آنیا : نه نمی خوام ، دامیان ؟
دامیان : بله ؟ می خوای بیای ؟
آنیا : خیلی رو مخی.
و......
دیدگاه ها (۶)

ولی بازم قشنگه

طوطیم رو زانوهام گرفته خوابیده ای جااانم😍😍

#سوکونا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط