{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگویند..

میگویند..



خدا همه جاهست ...

اما نمیدانم چه حکمتی ست که هربـــــــــار میخواهم صدایش بزنم..

نگاهم به آن بالاها گره میخورد ...

آنقدر بالا ....

که اشکهایم از مرز صورت وگردن ، سُـر میخورند پایین و

توی یقه لباس گم میشوند .......



خدایا ..

کاش یکبار روبرویم مینشستی ...
دیدگاه ها (۱)

حکایت ما ..شبیه بچه ای شده که بیقراری کند.. و بعـــــ د ....

آدمی که چیــــزی برای باختن نداشته باشد ، موجود خطرناکی ست.....

خیلی که گریه کرده باشی...طولانی وعمیـــــــــــــق...رسیده ب...

خوبم ...خوب است...حالم !... ازنوع بیحوصله ..ازنوع کلافه...ام...

میگن خدا همه جا هست ...اما نمیدونم چه حکمتیِ , ک هر بـــــــ...

همیشه میگفت دوستت دارم‌،من هم گذرا میگفتم منم همینطور عزیزم ...

نامه بی نشان

#فنجانی_چای_باخداقسمت پنجاه و ششدرد طاقتم را طاق کرده بود. س...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط