{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می نویسم امشب

می نویسم امشب
تمام تورا
واژه ها همدیگر را در آغوش کشیدند
از بی تابی من
ستاره ها می رقصند
آسمان جشن گرفته
مرا آرام نمی کند
این بزم
همه ی کهکشان فهمید چقدر آغوشت را کم دارم
تو هم امشب مرا در خوابت
تعبیر کن
شاید آرام بگیرم
دیدگاه ها (۱)

لعنت به فردایی که بی تو درد داردبه این جهان که خصلتی نامرد د...

‌ ‌ تا نگاهت میکنم حالم پریشان میشوددست وپایم همچو شاخ بید ل...

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگینستدیده بگشا که مرا آمدنت تسکین...

دلتنگی نه حرف حالی اش می شودنه نگاهنه گفتنِ مدامِ دوستت دارم...

🏰 قصر تاریکیقسمت ۷: پایانهوای بعد از باران، بوی خاک خیس گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط