زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست
باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

مغبچه‌ای می‌گذشت راه زن دین و دل
در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت
چهره خندان شمع آفت پروانه شد

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت
قطره باران ما گوهر یک دانه شد

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری
حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست
دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد
دیدگاه ها (۲)

صوفی بیا که آینه صافیست جام راتا بنگری صفای می لعل فام راراز...

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد/از سر پیمان برفت با سر پیمان...

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شداز سر پیمان برفت با سر پیمانه...

✿زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد از سر پیمان برفت با سر پیما...

میخانه

طو.....بنازم چشم مستت را .

فال حافظ چهارشنبه 5 خرداد 1395متولد خرداد:غزل:زاهد خلوت نشین...

صوفی بیا که آینه صافیست جام را تا بنگری صفای می لعل فام را ر...

ما درسِ سحر در رَهِ مِیخانه نهادیممحصولِ دعا در رَهِ جانانه ...

حضرت حافظ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط