{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


چه خوش گفت
با کودک آموزگار

که کاری نکردیم
و شد روزگار...

#سعدی



#خاص
دیدگاه ها (۲)

گاهی دلم می‌خواهدزندگی‌ام را به دست کسی بدهمبگویم:"این را می...

کاش تنهایی، پرنده بود،گاهی هم به کوچ فکر می کرد...

‌همه در چشمه ی مهتاب غم از دل شویندامشب ای مه !تو هم از طالع...

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به در...

ما که کاری نکردیم مدیونی فکر کنی کاری کردیم مممدددییییوووووو...

هییی روزگارحالم خوش نیست

🥹🥹کاش کودک میموندم و بیخبر میموندم از این روزگار جوانی که پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط